شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
ديباچه 111
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
527 در منتهى الادراك فى تقاسيم الافلاك كه جلال الدين تهرانى بندى از الالوف را از خود آن و از اين دفتر در گاهنامه آورده است . 5 - تاج الدين نخجوانى در احكام نجوم فارسى خود كه پس از 672 ساخته است در آن نام بلخى و ابن ربن طبرى ديده مىشود . ( الهيات 159 ج 1 : 429 - فيلم 1323 و عكس 6 - 2195 دانشگاه از نسخهء 166 فارسى پاريس ، فهرست فيلمها 1 : 5 - منزوى 214 ) . 6 - ابراهيم حاسب ملكى منصورى ناصرى در مجموعة النجوم ساختهء 759 كه گويا به فارسى هم در آمده است ( انوار 2 : 425 ش 1 / 891 - منزوى 364 ) نسخههاى 3394 و 6432 و 6501 مجلس و 2301 دانشگاه همين است . او از گزيدهء ابو العباس تنوخى بهره برده و از الالوف و الادوار « 23 » و الادوار بلخى و الجوهر المكنون و اللؤلؤ المنظوم فى اسرار احكام النجوم همو كه نسخهء 6452 مجلس گويا همين باشد ياد كرده است . در برگهاى 6 ب - 99 ر نسخهء 2031 دانشگاه از آن سخنان بلخى آمده است با عنوان « من كلام ابى معشر فى دلالة الاشخاص العلوية الدالة على الاحداث » . در آن آمده كه در سال 48 پس از كشته شدن دارا بدست اسكندر 1600 سال از زردشت گذشته بود ( 254 ر ) « 24 » و از سال 205 يزدگردى ياد شده است ( 254 ر ) ( سزگين 7 : 18 و 25 و 143 و 150 ) . 7 - الفلك ، رسالهء كوچكى است نجومى از ابو معشر بلخى و ابو يوسف يعقوب كندى با هم پيوسته و در پايان آن از تاريخ عربى و يزدگردى ياد مىشود و چنين است آغاز آن « فصل قال ابو معشران
--> ( 23 ) - لطفى سيد در ديباچهء طبقات ابن جلجل نسخهء 2581 پاريس را الادوار و الالوف بلخى پنداشته ولى سزگين ( 7 : 181 ) ميگويد كه آن القرانات او است و گزيدهء الالوف در نسخهء 6686 برگهاى 84 - 95 آنجا است . ( 24 ) - ديوگنس لائرسيوس تاريخهاى ديگر مىآورد .